
زمانی نه چندان کوتاه است تقلیل رفته ام از من کاسته شده است و چندی را خود کاستم.همه چیز حتی ابعادی از خودم.دوستان نیشدارنادوستان درشت گو .حتی عزیزانی پر مهر.مو هایم را هم. بی خوابی و بی خوراکی را نیک پذیرا شدم و بیهودگی را جامع تر به اتمام می رسانم. یک بیهودگی ناب...مرور میشود فیلم.کتاب.دف.عکس.موسیقی و گاه دوستان اما سبب انقلاب ریزش چه بود؟_شدت حال عزیز و غیرعزیز هر چه بورزد و برد شدت را بالا برد آنقدر گارد گرفته ام که حتی اشعه ای نمیبینم و این حجاب ماناست مگر به برخاستن. شرایطی مسکون متصور ذهنشد اما چنین نیست چرا که از کم سالی تنهایی یار دیرینه ام بوده و همین .سبب سرعتگذرم از نامردمانو پذیر...
ادامه مطلب