خرید بک لینک
اسب ذهن به ریاضت چه تربیت کنم که عاجزم میکند وقت داستان نویسی

داستان...آشنایی است که از من دوری میجوید.می دانمش میشناسمش .سره و ناسره اش زود برایم روشن می شود اما طفل خردسال به قلم کم رفته ام غریبی میکند.داستانی ننوشته ام که جامه ی شعر عریان نکند.درمان چیست ؟بی شک پناه به شعر نیست و این پناهندگی فرار تام است.

و شعر.شعری که از داستان زاده شود شطرنج بی پیاده است در برابر خودت...یا بازی را به خودت میبازی یا خودت از تو میبرد.در برابر زمان سکوت کردم گر چه هیچ غلطی نخواهد کرد.


موضوعات مرتبط: خودنوشته
برچسبها: خودگویی

برچسب: داستان, نویسنده: آروین کاشفی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 11:29

صفحه بندی