عمیقا به دردی محتاجم که آتشم بزنند.شکستم بدهد و اشکم را بیش از یک روز درآورد.غمی که حداقل یک هفته دربندم کند.
مضحک است که حتی به این نوشته ها بی توجهم و وقتی حمله می کند که میبینم چه راحت از همه چیز میگذرم.باید چیزی کسی ظهور کند در زندگی م.باید بیمارم کند.
من از محبت به گربه و سگ.از کتاب خواندن هام.از آرشیو فیلم و مجله هام.از گیاهخواری ام.از اتاق عجیبم.از هفته ی سخت عادت ماهانه که همه را همان هفته ها درک کردم و ساکت شدم و کیمیای شیطان نبودم و رنجیدم و تنها شدم.از لیمو...دوربینم.از لبخند خشک مردم.از دوستان و خانواده.از همه خسته ام که چرا هیچکدامتان درگیرم نکردید.فقط هستید و عشق نمی آفرینید...
باید چیزی بیاید بیمارم کند.
برچسب:
نویسنده: آروین کاشفی