خرید بک لینک
زمانی نه چندان کوتاه است تقلیل رفته ام

از من کاسته شده است و چندی را خود کاستم.همه چیز حتی ابعادی از خودم.دوستان نیشدار

نادوستان درشت گو .حتی عزیزانی پر مهر.مو هایم را هم.

بی خوابی و بی خوراکی را نیک پذیرا شدم و بیهودگی را جامع تر به اتمام می رسانم.

یک بیهودگی ناب...مرور میشود فیلم.کتاب.دف.عکس.موسیقی و گاه دوستان

اما سبب انقلاب ریزش چه بود؟_شدت

حال عزیز و غیرعزیز هر چه بورزد و برد شدت را بالا برد

آنقدر گارد گرفته ام که حتی اشعه ای نمیبینم و این حجاب ماناست مگر به برخاستن.

شرایطی مسکون متصور ذهن شد اما چنین نیست چرا که از کم سالی تنهایی یار دیرینه ام بوده و همین .سبب سرعت گذرم از نامردمان و پذیرش مردمان است

و نامردم یک گروه بیش نیست....هر که به صورتی اعلان بیزاری کند

اکنون که" در بسته به روی خود ز مردم تا عیب نگسترند ما را"

هنوز هستند عزیزانی که رنگ دارند و تا نبازند با وجود بدی ها نمیبازمشان.


موضوعات مرتبط: خودنوشته
برچسبها: خودگویی

برچسب: زنجیر,زده, نویسنده: آروین کاشفی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 11:29

صفحه بندی