برای انیس
-
تاریخ: 1396/10/13 ساعت: 14:07
دوشنبه .مهر96.کیمیا به انیس سلام جوجگکمبه مبدا نامه توجه کن.همان که خواستی شد بلیط اهواز نگرفتم به قول خودت مانا شدم.پس بیش از پیش میبینی ام .همه چیز در انتظار توست.آینه قدی.چتر بالای کمد.کتاب های میز توالت.فیلم های میز چوبی. قلم موی روی میز هم انتظارت را میکشد.انتظار گوش بی گوشواره ات.به دیدارم بیا...
نامه 2
-
تاریخ: 1396/10/13 ساعت: 14:07
مهر96.انیس به کیمیا کولی سلامهمه چیز هایی که گفتی واقعا در انتظار من اند ناموسا.انقدر گنجایش نداره آ. خوشحالم انتقالی گرفتی جانور اما دلیل دیگری برای باز این چه وضعش است داری.بیا این دفعه گیر بده به سوراخ بکارت لایه ی ازون.علتش را هم برایت پیدا کردم "مقعد آسمان پاره شد و من به زمین نازل شدم و خدا به...
آنچه نیست
-
تاریخ: 1396/10/13 ساعت: 14:07
چطور می شود یک انسان تمام خواسته اش درد عمیق شود.خسته ام از همیشه پذیرفتن و کنار آمدن.عزیزم از من کناره میگیرد.میپذیرم.لبخند میزنم.مشکلات حمله می کنند.میگویم حل میشود.خیالی نیست.تنها تر از همیشه میشوم.خم به ابرو نمی آورم.دلشکسته میشوم غمم برای چند ساعت است. عمیقا به دردی محتاجم که آتشم بزنند.شکستم ب...
داستان
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:29
اسب ذهن به ریاضت چه تربیت کنم که عاجزم میکند وقت داستان نویسی داستان...آشنایی است که از من دوری میجوید.می دانمش میشناسمش .سره و ناسره اش زود برایم روشن می شود اما طفل خردسال به قلم کم رفته ام غریبی میکند.داستانی ننوشته ام که جامه ی شعر عریان نکند.درمان چیست ؟بی شک پناه به شعر نیست و این پناهندگی فرا...
زنجیر بر در زده
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:29
زمانی نه چندان کوتاه است تقلیل رفته ام از من کاسته شده است و چندی را خود کاستم.همه چیز حتی ابعادی از خودم.دوستان نیشدارنادوستان درشت گو .حتی عزیزانی پر مهر.مو هایم را هم. بی خوابی و بی خوراکی را نیک پذیرا شدم و بیهودگی را جامع تر به اتمام می رسانم. یک بیهودگی ناب...مرور میشود فیلم.کتاب.دف.عکس.موسیقی...
برای معشوقت بمیرم
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:29
برای چشم هایت بمیرم نگاه را متحمل شدیو سوادی را خواندی که برای تو ننوشتم. .......... برای دست هایت بمیرم وزن برگ را حامل شدی و شعری را لمس کردی که برای تو ابراز نکردم. ......... برای لبانت بمیرم ضربان بر زبان گنجاندی و معشوقی را بوسیدی که برای او قلم شدم. موضوعات مرتبط: خودنوشتهبرچسبها: خواننده عزیز...
اشتباه بگوییم
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 11:29
در جمعی که گذر کرد اینستاگرام را بی الف سوم و با جایگزین فتحه ادا کردم هر سه عزیزم مدعی شدند که درست تلفظ کناویسن یا اویسنا.mevlana.الکُحول سه واژه از اصالت ماست اما نمیشناسیمشان هنر است بی آسیب رسی به دستور زبان مادری واژه ها پالوده بشوند که حتی صاحبان واژه هم باور کنند کلمات توست (متوجه ام شبکه اج...
یک نمیدانم نامه برای اکسیر
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 8:25
آگِر.pdf
جهان
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 8:25
در ادیان ابراهیمی جهان را دو میدانند دنیاو آخرت... اما جهان دیگری هست به نام جهان سوم که مردمان زیادی از خاور میانه در آن زندگی می کنند موضوعات مرتبط: خودنوشتهبرچسبها: نویشته , تجدد
مرا بس
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 8:25
مالنا بکر بود...گفتند هرزه است مالنا سکوت کردمالنا خسته شد مالنا زیبا بود مالنا جسمش را کشت بد کرد به جسمش مالنا نیستم...چهره م معمولی است خسته نشدم....خسته ام کردند...از سوی غیر است اما مشترکم با مالنا میگویند نادرست دختری است به چه آخر به گناه های نکرده ام به خیال پردازی ذهن فاحشه تو به دوستان بی
عیسی
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 8:25
گریستم! و هزار بار دگر میگریمبر خونابه ی میخ دست هایت دشنه ناج ِ عروجت گوشت تکه شده ات و پاهایت را خونین میبوسم اگر معجزه نکنی موضوعات مرتبط: خودنوشتهبرچسبها: خودگویی
بي جوهر
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 8:25
بر پيكر آويزان به جنبنده ناقوس خداوندگار شعري نخواهم شدكه بر نخيزد و كاغذ را ندرد. ............... شعر مثل اين بود كه بگويم من هيچوقت فيل خال خالي دماغ عملي را به زبان نياورده ام.و همين بار نقض هميشه بود. موضوعات مرتبط: خودنوشته
مرده جنين
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 8:25
شناور در آب غرق در حرير سفيد بودي نيست و نه تكه چوبي بر نجات نگاهي خاموش ريسمان دار بر گردن،مرده زاده شد.
تو
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 8:25
كالبدي شكافته شد و گوشواره بلعيد شكم آهوي نر دريده شد به بو و شير گرسنه اي گوشت را حرام كرد تو زاده شدي.
من را سكوت كن
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 8:25
و شاملو ميخوانند چهارشنبه ها روسري سفيد سر مي كنندو نفرت دارند از شكم سير فقرنما بوي مام وطن مي رسد از صداشان اما مهاجرند شروع مي شود من.شروع مي شود تو. بوي خون ميدهد زندان. اعتصاب غذا. اعد... سكوت كن.آري من درد مشتركم.اما من را سكوت كن
نوعی هبوط
-
تاریخ: 1395/9/21 ساعت: 21:45
اشک ریختم و کاسته شد هر که فرو افتاد.
blue is the warmest color
-
تاریخ: 1395/9/21 ساعت: 21:45
کمی به یاد گذشته؛کمی برای امروز: 1. خوش میگویی مقدس میگویی به رنگ جایگاه عبادتمان و به رنگ هبوط گذشته. 2. به آغوش دو شاعره سکوت هم شعری است. 3. بکارت تو نگاهی اغناگر به بودن بود.
مرگ
-
تاریخ: 1395/9/21 ساعت: 21:45
ای مرگ بیا به بسترم هر شب
عصیان
-
تاریخ: 1395/9/21 ساعت: 21:45
خشمش به جمله ای اغنا شد: بیگاری بگیر از نبود دست هاش
ناگفتنی ها
-
تاریخ: 1395/9/21 ساعت: 21:44
درنا بانو آمد به فاصله ی دو زندگی نه.بلکه دو مرگ. که" زندگی شاید افروختن سیگاری باشد در فاصله ی رخوتناک دو هم آغوشی" اما فاصله نوعی ناشناخته بود. آمد.آمد و حال جان صداکننده ی کهنش را گرفت: _خوبی؟ _نه _چرا؟ _چیزی نیست که گفته بشه...بعضی حرفارو نباید به هیشکی گفت حتی به خودت...این حرفو به خودمم نگفتم....