نمیدانم چه کرده کارون با مردمانش.نیک اند و کمتر مدرن.کمتر لوکس پسند....و با محبتی
افزون،گویشی گرم،ساده زی و عزیز....چه میکند کارون نمیدانم.
خودپرداز پرداز پولم را بالا کشید.آقای پشت سرم گفت :((عامو پول هست.هرچقد میخوای
بگیرم برات.تعارف نکن))
گویششان مشترکاتی با ما دارد...مصدر و واژه هایی مثل رمبیدن،چلم،جفنگ و...را آنها هم
میگویند و اینگونه نیست که موجب خنده ی فلان شهری ها شود.به قول ابراهیم جان گلستان
کاربرد واژه های مردم جنوب به غنای زبان می افزاید و واژه ها گناهی ندارد که به خاطر فلان
جایی ها که واژه را ندارند استفاده نشوند.
گاهی باید آدرس پرسید.گونه ای راهنمایی ات می کنند که تورگاید های خداتومانی.مطمئنا سریعا به مقصدت میرسی.
اهواز.شهر پل هاست.که به طور عجیبی صمیمیت مردمانش را جلوه میکند.باید به شط پناه
برد و کارون دید.که انتهاش پر است از گاومیش هایی که مستندی مصور اند برای چشمانمان.
خوبی هاشان بسیار است اما
بیش نمیگویم که هنوز در اعتیاد شیرازم.
برچسب: سرزمین های جنوبی فرانسه,از سرزمین های جنوبی,آفتاب سرزمین های جنوب,
نویسنده: آروین کاشفی